ورزش شهروندی و دکتر محمود شیخ وافتتاح بیمارستان وگاندی
فرهنگ و ورزش شهروندي
--------------------------------------------------------------------------------
اگر اين فرهنگسازي از مدرسهها، دانشگاهها، سينما، راديو و تلويزيون آغاز شود نتايج بهتري خواهد داشت. مثلاً تا به حال شده يك فيلم بسازيم و در آن الگوهاي ورزش شهروندي را اشاعه دهيم؟
برگزاري ايستگاههاي نرمش و تندرستي، ايستگاههاي مخصوص دو همگاني، سامانههاي نشاط يا برنامههاي كوچك و بزرگ ديگر در سطح محلات، هرچند محدود توانسته زن و مرد، پير و جوان و بزرگ و كوچك را تحت تأثير قرار دهد و در واقع شروعي باشد براي گسترش ورزش شهروندي.
اين كه ورزش شهروندي چيست؟ چه مصداقي دارد و چگونه بايد باشد؟ مسئلهاي است كه بيش از هرچيز، بحث و نظر كارشناسانه را طلب ميكند.
به اين منظور پاي گفتوگوي يكي از اساتيد تربيتبدني دانشگاه تهران نشستيم تا ورزش شهروندي را از نگاه ايشان بررسي كنيم. دكتر محمود شيخ، حدود 24 سال است كه به عنوان يكي از اعضاي هيأتعلمي دانشگاه تهران فعاليت ميكند و همچنين در حال حاضر رياست پژوهشكده تربيتبدني را برعهده دارد.
* * *
لطفاً تعريفي از ورزش شهروندي داشته باشيد؟
ورزش شهروندي در واقع همان ورزش همگاني است. ورزشي است كه همه شهروندان امكان استفاده از آن را داشته باشند. فوتبال، واليبال، بسكتبال و ساير رشتههاي ورزشي، شايد براي همه افراد به نحوي شناخته شده باشد، ولي هركدام از اين رشتهها فقط عده بسيار محدودي را در بر ميگيرد. ورزش شهروندي همانطور كه از نامش پيداست، روي همه اقشار جامعه تأكيد دارد، از هر جنس و سن و طبقهاي.
فكر ميكنيد در كشور ما ورزش شهروندي در چه مرحلهاي قرار دارد؟
شايد به طور حتم بتوانم بگويم كه ورزش شهروندي در جامعه ما هنوز هيچ جايگاهي ندارد. در واقع اگر بخواهم به عنوان يك معلم دانشگاه براي اين ورزش مرتبهاي تعيين كنم و به آن نمره بدهم، مطمئناً در كشور ما اين نمره، صفر خواهد بود.
يعني حتي با وجود برپايي ايستگاههاي مختلف ورزشي روزانه در بوستانهاي مناطق، باز هم نتوانستهايم در ورزش شهروندي گامي به جلو برداريم؟
خير، فرض كنيد مجموعاً، حدود 50 بوستان يا فضاي سبز در تهران وجود داشته باشد كه به گفته شما، ايستگاههاي مختلف ورزشي را براي استفاده مردم برگزار كنند، ولي فكر ميكنيد چند نفر هستند كه صبح زود به خود زحمت بدهند و از خوابشان بزنند تا در ورزش صبحگاهي حاضر شوند؟ من هر روز صبح حدود يك ساعت در پارك طالقاني كه نسبتاً پارك بزرگي هم هست، ورزش ميكنم، اگر بخواهم آماري از ورزشكاران آنجا تهيه كنم، شايد به صد نفر هم نرسند.
اگر به طور متوسط در نظر بگيريم كه روزانه صد نفر در هركدام از اين بوستانها ورزش كنند باز هم 5 هزار نفر يا نه خيلي زيادتر مثلاً 10 هزار يا 20 هزار نفر ميشوند. اين تعداد در مقابل جمعيت 15، 16 ميليوني ما حتي يك درصد هم نميشوند.
آيا كشورهاي ديگر از نظر ورزش شهروندي به وضعيت مطلوب رسيدهاند؟
البته خيلي از كشورها هستند كه از لحاظ ورزش همگاني در سطح بسيار بالايي قرار دارند، مثل چين. يادم ميآيد كه در سال 61 كه سفري به اين كشور داشتم، موقعي كه براي نماز صبح از خواب بيدار شدم، از پنجره كه خيابان را تماشا كردم، ديدم جاي سوزن انداختن هم نيست. همه مردم از كوچك تا بزرگ آمده بودند بيرون و با هم ورزش ميكردند. جمعيت اين كشور همانطور كه ميدانيد بسيار بالاست، ولي اگر به آمار موجود دقت كنيم، متوجه ميشويم كه تعداد بيمارانش نسبت به خيلي از كشورهاي كمجمعيتتر چقدر پايين است.
رمز موفقيت اين كشورها را چه ميدانيد؟
به نظر من مهمترين عامل، فرهنگ است. اگر قرار است اتفاقي در جامعهاي بيفتد، برنامهاي ساخته شود و به صورت عملي در كل جامعه به اجرا درآيد، بايد قبل از هر چيز، فرهنگ آن در ميان مردم آن جامعه دروني شود. مثلاً در مورد بنزين كه امروز حرفش نقل همه مجلسهاست، اگر پيش از هر اقدامي، علت صرفهجويي، ضرورت انجام اين كار و خلاصه هر مسئلهاي پيرامون اين موضوع به صورت كاملاً روشن براي مردم توضيح داده ميشد و ديگر هيچ نقطه ابهامي در اذهان باقي نميماند، مطمئناً موج اعتراضها تا اين اندازه بالا نميگرفت.
نقطه شروع اين فرهنگسازي را كجا ميدانيد؟
نقطه شروع فرهنگسازي در هر زمينهاي بطور قطع، مراكز فرهنگي است. به نظر من در مورد ورزش شهروندي بايد به تدريج پيش رفت. مثلاً در مرحله اول سعي كنيم در صفحات ورزشي روزنامهها، به جاي اينكه فقط به اخبار مخصوص مسابقات فوتبال بپردازيم، بيشتر به مباحثي بپردازيم كه افكار جامعه را تغيير دهد. چه بسيارند افرادي كه روزانه به جمعآوري و پيگيري اخبار ورزشي، نتايج مسابقات باشگاهها، مدالها و ... مشغولاند ولي در طول روز حتي 20 دقيقه هم ورزش نميكنند. به تبع اگر اين فرهنگسازي از مدرسهها، دانشگاهها، سينما، راديو و تلويزيون آغاز شود نتايج بهتري خواهد داشت. مثلاً تا به حال شده يك فيلم بسازيم و در آن الگوهاي ورزش شهروندي را اشاعه دهيم؟ يا در مدرسههايمان چقدر براي بچهها از فوايد و آثار خوب ورزش حرف زدهايم؟
پيشنهاد شما در اين زمينه چيست؟
توجيه فوايد بهترين راهحل است. مردم آنچه را كه ميبينند، ميپذيرند. پس بالا بودن منطق عيني راه خوبي براي شروع است.
برايشان دلايلي بياوريم كه در ذهنشان مصداقي داشته باشد. مثلاً برنامهاي ترتيب دهيم در باره اينكه چگونه ورزش كنيم تا به بيماري قلبي دچار نشويم. ميگويند روزي از گاندي خواستند بيمارستاني را افتتاح كند. او گفت: من براي افتتاح بيمارستان نميآيم، اگر خواستيد ورزشگاهي را افتتاح كنيد، صدايم بزنيد.
اگر از حالا فرهنگسازي را شروع كنيم، فكر ميكنيد تا چند سال ديگر ممكن است از نظر ورزش شهروندي به كشوري مثل چين برسيم؟
براي مسائل فرهنگي نميتوان زمان تعيين كرد. بحث فرهنگ تا اندازهاي نشأتگرفته از مسائلي همچون مسائل بومي – محلي، اعتقادي، جغرافيايي و ... است. ما نميتوانيم براي همه مناطق شمال و جنوب و شرق و غرب يك نسخه واحد بپيچيم. ضمن آنكه همانطور كه گفتم بايد مرحله به مرحله در اين مسير قدم برداشت، چون فرهنگ براي درونيشدن نياز به زمان بسيار دارد
منبع:www.ShahreVarzesh.ir
باسلام و احترام به همه شما عزیزان,با تغییر صحیح شیوه های زندگی، نشاط وسلامت خود وخانواده تان را تضمین نمایید.